• بازديدها: 2 847

یادی از ابراهیم یونسی

 

 

 

 

 

 

 

12 خرداد 1305 (بانه) 18 بهمن 1390 (تهران)

دکتر ابراهیم یونسی فرزند سلیمان خان، نواده یونس خان حاکم بانه و مضافات در دوازدهم خرداد سال 1305 هجری شمسی در شهر بانه کردستان به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی را در همان شهر در سال 17-1316 و دوره اول متوسط را در شهر سقز در سال 1320 به پایان رسانید. پس از دو سال توقف و ترک تحصیل در مهرماه 1322 در تهران وارد دبیرستان نظام شد و با روانشاد احمد شاملو، گویا اعزامی از مشهد همکلاس شد، در 1324 دیپلم گرفت و وارد دانشکده افسری شد. در مهر ماه سال 1327 با درجه ستوان دومی رسته سوار، فارغ التحصیل و مامور خدمت در لشکر چهار رضاییه (ارومیه) گردید، در اواخر سال 1328 در همان شهر ازدواج کرد، فرزندانش سه دختر و یک پسر ثمره این پیوند هستند، در اول اسفند 1349 در حادثه ای تیر خورد و پای چپ خود را از دست داد، به تهران منتقل و در عرصه نظام به فعالیت سیاسی شاخه نظامی حزب توده پیوست، در سال 1333 با سایر همفکرانش دستگیر و در جزء گروه دوم محاکمه و به اعدام محکوم شد، به علت معلولیت، در آخرین لحظه قبل از اجرای حکم مشمول یکدرجه تخفیف واقع و به حبس ابد با کار محکوم و زندانی گردید.
 
 

 


پیش از ورود به زندان مقدمات زبان فرانسه را می دانست، خودش می گوید: ... عده ای از دوستان که برای آموزش دوره های تخصصی به امریکا و انگلستان رفته بودند یکی دو اسنشل Essential را می توانستند تدریس کنند، آن وقت ها کتاب آموزشی معمول انگلیسی مجموعه ای بود به نام Essential English مشتمل بر چهار جلد – مابقی خودآموزی بود، من بیشتر اشکالاتم را به یاری زبان فرانسه حل می کردم، در همان یکسال اول چهار اسنشل و دو کتاب مکمل آن به نام های Brighter English و English and England را تمام کرد. در سال 1335 هجری شمسی کم کم به خواندن آثار دیکنز مشغول شدم و در سال 1336 ش شروع به  ترجمه آرزوهای بزرگ نوشته چارلز دیکنز کردم، سیاوش کسرایی، هر هفته به ملاقاتمان می آمد در یکی از ملاقات ها پرسیدم این کتاب، ترجمه شده،؟ گفت : نه – و کلی تشویقم کرد به هر حال هر جور بود ترجمه کتاب را به پایان بردم و فرستادم – کسرایی کتاب را در انتشارات نیل عرضه کرد، که تازه تاسیس شده بود، جناب دکتر سیروس پرهام محبت کردند و کتاب زیر نظر خودش چاپ شد و با استقبال روبه رو شد و با کتاب ادیسه هومر، به ترجمه سعید نفیسی از سوی (انجمن کتاب ایران) به عنوان بهترین ترجمه سال 1338 ش اعلام شد و طبعا همین مایه و موجب دلگرمی من به ادامه کار شد.
«در زندان تا اواخر سال 1340 ش کتابهای (اسپارتاکوس) و خیاط جادو شده را منتشر کردم، باز به همت کسرایی، و ترجمه کتاب (خانه قانون زده) بلیک هاوس نوشته دیکنز را به پایان بردم، در این ضمن البته ترجمه داستان هایی را هم در بعضی مجله ها مانند (کتاب هفته) کیهان منتشر کردم.»

«در سال 1341 در دوران حکومت دکتر امینی از زندان آزاد شدم، چند سالی بیکار بودم (یکسالی هم به همراه به آذین در خدمت آقای قاضی در شرکت کامپساکس مترجم بودم) در زندان مطالعه در داستان نویسی را آغاز کردم، حاصل آن مطالعه، تدوین و تالیف کتاب (هنر داستان نویسی) است، بعد هم در سازمان برنامه (مرکز آمار ایران) استخدام شدم، در همان جا هم کارم ترجمه بود، رئیس دارالترجمه بودم ... به فرانسه رفتم دوست و همکلاس و هم بندی من دکتر روح الله عباسی، در آن جا استاد دانشگاه بود، با واسطه او در مدرسه عالی اقتصاد اسم نوشتم، از همان مدرسه لیسانس اقتصاد گرفتم، دکترای همین رشته را هم در سال 1356 از سوربن گرفتم، هر چند بعدها استفاده ای از آن نکردم، یعنی دنبال نکردم آن را، بعد هم که ملاحظه می فرمایید، باز نشسته ام، گاه تند و گاه کند کار می کنم.»

دکتر ابراهیم یونسی از چهر های ارجمند در عرصه ترجمه و خادم نامبردار فرهنگ ایران و زبان فارسی بود آثار ارزشمند او را باید در ادامه حرکت اهل قلم و مترجمان و نویسندگان کرد تبار دانست که از دوره حکومت آل بویه آغاز گردیده است و خدماتی ماندگار به زبان ادبیات فارسی نموده اند، دکتر یونسی که قریب هشتاد اثر ارزشمند و مورد نیاز جامعه فرهنگی را به زبان فارسی برگردانده است به تایید اکثر صاحب نظران در زمره معدود افراد مترجم معاصر است که به خوبی و تسلط تمام از راز و رمزهای زبان مقصد و مبدا آگاهی و اطلاع داشت و علاوه بر ترجمه دقیق آثار مورد انتخاب خود را به گونه ای به زبان فارسی بر می گرداند که نه تنها از شان و قدر زبان میزبان نمی کاست بلکه نمونه ای همزاد برای آن در عرصه زبان و ادبیات فارسی می آفرید و این بینش و آفرینش ادبی در روزگاری که زبان فارسی هر روز در محاصره ای هولناک تر از تهاجمات همه جانبه قرار می گیرد، کار هر پیام آور فرهنگی نیست، دکتر یونسی را گاه از لحاظ انتخاب اثر، نحوه بازگردان اصطلاحات، گزینش معادلات امثال سائره و نثر روان و یکدست بر سایر همگنان در عرصه ترجمه به زبان فارسی ترجیح داده اند، ویژگی بارز دیگر یونسی در مسیر ترجمه و نگارش، داشتن چشم اندازی روشن براساس مطالعات دراز مدت و بالغ بر نیم قرن در بررسی و کندوکاو ادبیات و آثار سایر ملل به ویژه جهان غرب است که در این زمینه صاحب سخن تازه و شیوه منطبق با زمان بوده است. و در انجام رسالت خود ادامه می دهد.

«از طرف دیگر موظف هستم که مردم کشورم را با آنچه در سایر نقاط جهان گذشته است و می گذرد، با فرهنگشان، ادبشان آشنا کنم، با این اندیشه بوده که تاریخ ادبیات روسیه و سیری در ادبیات غرب و تاریخ ادبیات یونان و تاریخ ادبیات افریقا را ترجمه کردم، جنگ کبیر میهنی را با این نیت ترجمه نکردم که نقش ارتش سرخ را به «رخ دیگران» بکشم – نه، ارتش سرخ، ارتش شوروی است، اما شوروی همسایه ما هم هست، باید او را بشناسیم، استعداد و مایه اش را دریابیم - «خاطرات خروشچف» را با این نیت ترجمه نکردم که مثلا چیزی را ثابت کرده باشم، اما خیال می کنم چیزهایی داشته باشد که بتوان از آن عبرت آموخت، تجارب بشری همه عبرت آموزند .... به هر حال ادبیات هم برای خودش یک نوع جامعه شناسی است – به ویژه رُمان، بد نیست که در جریان مبادله فرهگ بشری بدانیم که در مثل مردم آفریقا چگونه زندگی می کنند، تجلیات این زندگی و رسوم و آداب و اساطیرشان در ادبیات چگونه است و مسیر آتی حرکتشان کدام است، باید بدانیم که این یا آن ملت چقدر آزاد است، چون آزادی آن ها در نهایت در آزادی ما هم مؤثر است. همه جزو این جامعه بشری هستیم و در این جمع جبری، وضع هر عنصری ناگزیر در «وضع» همه ما موثر است.»
 



 

 

 



امروز بالغ بر نیم قرن از اولین موفقیت فرهنگی دکتر یونسی می گذرد، در سال 1338 ش با ترجمه و انتشار کتاب آرزوهای بزرگ نوشته چارلز دیکنز که از سوی انجمن کتاب ایران به عنوان بهترین ترجمه سال معرفی شد، وی را در پیگیری هر چه بیشتر برنامه های فرهنگی ترغیب نمود.

مقدمه های ارزشمند دکتر یونسی بر ترجمه هایی که از متون درباره کردستان انجام داده اند در واقع جامع المقدمات کردستان است که با کارشناسی کامل نظامی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی ... و بدور از هر گونه خدشه و اندیشة خاص با رعایت تمام آنچه که از دیدگاه های ایشان نوشته شد به قلم آورده اند و چنانچه در کتابی مستقل فرآهم آید و به طور مستقل چاپ شود بر بسیاری از مطالب ترجمه شده رجحان خواهد داشت و در واقع تداعی دیگر از مقدمه ابن خلدون خواهد بود و چراغی فرا راه آینده کردستان و ایران که این بزرگ در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در زمان دولت موقت از اول اسفند 1357 تا آخر فروردین استاندار استان کردستان بود.

آثار پُرشمار و ارزشمند دکتر ابراهیم یونسی عبارتند از:

رمان:

آرزوهای بزرگ، چارلز دیکنز، 1336
اسپارتاکوس، هوارد فاست، 1337
خیاط جادو شده، سولومن رابینویچ، 1340
فتنه های بیدار (کیوان برفراز آب) جی، بی پریستلی، 1343
خانه ی قانون زده، چارلزدیکنز، 1345
طوفان، ویلیام شکسپیر، 1351
کاشتانکا، آنتوان چخوف، 1353
داستان دو شهر،  چارلز دیکنز، 1355
سه رفیق، ماکسیم گورکی، 1356
تام جونز، هنری فیلدینگ، 1361
جود گمنام، تامس هاروی، 1362
تس دوربرویل، تامس هاردی، 1362
به دور از مردم شوریده، تامس هاردی، 1365
آسیاب کنار فلوس، جرج الیوت، 1368
بازگشت بومی، تامس هاردی، 1369
آشیان عقاب، کنستانس هون، 1369
دنیای کوچک دن کامیلو، جووانی گوارسکی، 1369
لیفارا، عشق و آرزو، کاترین گاسکین، 1371
میراث شوم، جرج گیسینگ، 1371
علامتچی، چارلز دیکنز، 1376
تکیه گاه، تئودور در ایزر، 1378
مشتی غبار، یؤلین وو، 1379
یک جفت چشم آبی، تامس هاردی، 1381
پنهاریک (تنی ها و ناتنی ها)، سوزان هو واچ، 1381
موسیقی و سکوت، رزتره مین، 1382
اگر بیل استریت زبان داشت، جیمز بالدوین، 1383
رنج های آنجلا، فرانک مک کورت، 1383
دست تکیده، تامس هاردی، 1384
زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی، لارنس استرن، 1388
 
 

 

 
در زمینه های ادبیات و هنر:

پشه ی بینی دراز: (ترجمه برای کودکان، در مجموعه ی «کتاب های طلایی» که از دهه چهل تا میانه ی دهه شصت منتشر می شد.)
جنبه های رمان، ای، ام، فورستر، 1352
سیری در ادبیات غرب، ج، بی پریستلی، 1352
تاریخ ادبیات روسیه از آغاز تاتولستوی، دیمیتری میرسکی، 1355
تاریخ ادبیات یونان، هربرت جنینگز رز، 1358
تاریخ ادبیات افریقا، دی تورن، 1368
خاطرات خروشچف، نیکیتا خروشچف، 1369
سیری در نقد ادب روس، اندرو فیلد، 1369
دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده، ف، داستایوسکی، 3 جلد ، 1370
درباره رمان و داستان کوتاه، سامرست موام، 1370
تامس هاردی، اسکات جیمز وسی، دی، لوئیس، 1372
چارلز دیکنز، باربارا هاردی، 1372
تاریخ اجتماعی هنر، آرنولدهاورز، 4 جلد، 1377
مردی که خورشید را دوست می داشت، زندگی و نسان وان گوگ (با همکاری مهدی انصاری)، جک ریموند جونز، 1382
هنر نمایشنامه نویسی، برنارد گربانیه، 1383
 
زمینه های دیگر:
 
فرهنگ کوچک انگلیسی 0 فارسی 1345
زناشویی و اخلاق، برتراندراسل 1347
در ستایش فراغت و چند مقاله ی دیگر، برتراندراسل، 1349
هشدار، صهیونیست م، یوری س، ایوانف، 1352
سپاهیان آمریکا را ساختند، بنجامین کوارلز، 1355
آمریکای دیگر، مایکل هرینگتن، 1353
تجارت اسلحه، گزارش انجمن جهانی پژوهش در صلح استلهکم، 1353
آمریکا و جنبش های ملی، بلانچ و سن کوک، 1365
کردها، ترک ها، عرب ها، سیسیل جی ادموندز، 1368
کردها و کردستان: تاریخ مختصر کرد، درک کینان، 1372
جنبش ملی کرد، کریس کوچرا، 1373
قیام شیخ سعید پیران، رابرت اولسن، 1377
اوضاع سیاسی کردستان از 1258 تا 1325، مجتبی برزویی، 1378
با این رسوایی چه بخشایشی؟ آشنایی با کردستان، جاناتان رندل، 1379
جامعه شناسی مردم کرد (آغاز شیخ و دولت) م، برویین سن ، 1379
تاریخ معاصر کرد، دیوید مک داول، 1380
مسئله کرد و روابط ایران و ترکیه، رابرت اولسن، 1380
گشتی در کردستان ترکیه، شری جون لیزر، 1382
خاطرات دوران خبرنگاری در بالکان، تروتسکی، 1383

رمان و داستان:

گورستان، غریبان، 1358
دلداده ها، 1372
اندوه شب بی پایان، 1377
مادرم دو بار گریست، 1377
دعا برای آرمن، 1379
رؤیا به رؤیا، 1379
کج کلاه و کولی، 1379
دادا شیرین، 1380
خوش آمدی....! 1381
شکفتن باغ، 1383
جنگ سایه ها و یک داستان دیگر 1387
هنر داستان نویسی، 1341
راهنمای دایرکت متد، 1343
ماکسیم گورکی، 1357
زمستان بی بهار (خاطرات کودکی تا زندان)، 1381

 

 

 
بیماری، مرگ، مراسم

از اوایل سال 1389 رُزا خانم همسرِ مریم شیوة دکتر ابراهیم یونسی که در نشیب و فرازها از بیمارستان و زندان و معلولی و محرومی چون عقاب بر آشیانه او بال و پر کشیده و همراه و یار و مونسِ زالِ نستوهِ عرصة فرهنگ بود، از فراموشی مقطعی دکتر یونسی مطلع گردید، ترجمه تعطیل شد، مطالعه و راه کارهای پزشکی و دارو به جایی نرسید، هر چند که نستوه واستوار چون تندیسی از سنگ پابرجا و مقاوم بود و هراسی نداشت و بیماری را به چیزی نمی گرفت، اما موریانه سالمندی و پیشرفت بی امان فراموشی از پای ننشست تا صخره وجود او را از پای درآورد، پس از مدتی بیماری و بستری که رزا خانم و فرزندان مهربانش پروانه شمع پدر بودند، اندک اندک به خاموشی گرایید، در طی بیماری رزا خانم با وجود کهولت و آرتروز دست، پرستار و غمخوار و بیماردار بود، و پذیرایی عیادت کنندگان دور و نزدیک و پاسخگویی به تلفن های پی در پی دوستان و دوستداران به عهده همسر و فرزندان، دکتر ابراهیم یونسی شامگاه چهارشنبه هیجدهم بهمن 1390 در تهران به ابدیت پیوست و پیکرش در بامداد پنجشنبه از کرج به سوی زادگاهش بانه حرکت داده شد، این وصیت او بود، کردستان یکپارچه جوشید برای غروب اندیشه و برای مرگ خدمت و تکاپو، برای فقدان خادم بی خلل و استعداد متعالی، زن و مرد، پیر و جوان، خرد و کلان در نقشه کردستان، به مسیر حمل جنازه این بزرگ شتافتند، بزرگی که تمام توانش، نوشته هایش بود، مردم بیجار اکنون نیز از تغییر مسیر آمبولانس حامل جنازه که جاده کمربندی را به جای عبور از شهر انتخاب کرده و استقبال مردم شهر را پشت سر گذارده بود، خویش را مغبون می دانند، جاده های پوشیده از برف و کولاک و موقعیت کوهستانی کردستان از حصار برگرد انبوه جمعیت آمده از قصبه و شهرها راه بجایی نبرد و سرمای زیر صفر بر آتش اشتیاق مردمان اهل فرهنگ و دوستداران اندیشه ورزان و آینده سازان اثر نکرد و از دیواندره بود که سیل اهالی گروه گروه بر موج های انسانی و انسانیت افزوده می شد، و با هر وسیله روستایی و شهری از ده و قصبه و نواحی خود را به مسیر حمل جنازه و آمبولانس رسانیدند، پاسی از شب بود که آمبولانس وارد شهر بانه گردید، مسئولان شهر واهالی صاحب عزا بودند، جنازه در مسجد جامع جای داده شد فردای آن روز بانه چون قلب کردستان در وداع با پیر ترجمه و تاریخ و داستان و نقد و هنر ایران می تپید و آربابا آن کوه افسانه ای با اندوه فراوان اما سرفراز و استوار از جمعیتی به گستردگی یک جغرافیای پهناور فرزند خویش را در گورستان سلیمان بیگ در آغوش کشید و این نه پایان که آغاز یک زندگی بود، مراسم در بانه به روال آن سامان از سوی خاندان یونسی و اهالی انجام شد و بازماندگان به تهران بازگشتند، در تهران زمان و مکان برگزاری مراسم به سبب تقارن هایی،... مجلس ترحیم دکتر ابراهیم یونسی در 26/11/1390 در مسجد جامع شهرک غرب در تهران برگزار شد، مراکز متعدد انتشارات در تهران پیشرو اطلاع رسانی و تنظیم تغییرات در رسانه ها بودند و چه با شکوه است که ملت سوگوار فقدان اندیشه و پایمردی و قلم باشد، از اطلاعیه و سبد گل و حضور مسئولان هیچ دانشگاهی هم خبری نبود و به ویژه دانشگاه تهران که مدتهاست این وظیفه را به دائرة المعارف بزرگ اسلامی واگذار کرده است و استادان سرآمد این مرز و بوم از دارآباد به بهشت زهرا می روند! به هر حال دکتر ابراهیم یونسی شکوهمند زیست و شکوهمند مُرد، مجلس ختم او همانند تشییع پیکر پاکش با حضور طیف گسترده ای از ارکان و اعاظم اندیشه و فرهنگ که پیشروان حرکت های فکری و هنری این پهنه جغرافیایی هستند برگزار گردید و مجلس با سخنان هر چه کوتاه تر از صاحب این قلم پایان یافت.....
 
محمد علی سلطانی، «یادی از ابراهیم یونسی»، مجله بخارا، سال پانزدهم، شماره 88-87، (خرداد-شهریور 1391 )، ص- 603- 611