• بازديدها: 607

کشت خشونت در خاور میانه

 

 

 یادداشت کشت خشونت در خاور میانه در پرونده ی خاور میانه پس از داعش در ماهنامه ی ایران فردا دوره ی جدید شماره 10 اسفند 1393 صفحه 20
 

 

  اگر از بنیادگرایی جهادی ، تبارشناسی درست تاریخی و فقهی داشته باشیم خواهیم دانست که این پدیده برای ما ناشناس مانده است زیرا عنوان سلفی، بنیادگرایی، وهابی و ... که به پیروان این نظریه فقهی اطلاق می گردد هر کدام عناوینی هستند که شامل مرحله ای از این حرکت درازدامن است و سخن درباره هر کدام از مراحل آن فصلی مفصل را می طلبد که در حوصله این مقال نیست و به اختصار می توان اشاره کرد که این پدیده مخوف و مخفی و آشکار که آغاز هزاره سوم را به قرون وسطی تبدیل کرده است .
 
در نخستین مرحله آن سلفی گری است که زمینه ساز مراحل بعدی می شود در این مرحله با ترویج و تبلیغ برچسب تبدیع و تفسیق ، برای سرکوب آداب و رسوم و فرهنگ ملت ها و مذاهب اسلامی ناباور به احکام فقهی ظاهری اقدام می کند و هدف اصلی او پیروان تشیع و تصوف و حتی تسنن اعتدالی است، این حرکت در بدو و در حوزه های علمی سنتی کشورهای اسلامی همانند نیروی مکانیزه عمل کرد بدینگونه که اعتقاددات مذهبی و باورهای ملی مردم مسلمان را در سرزمین های متفاوت با بحث و جدل و استنادات به ظواهر آیات هدف قرارداد زیرا دو مانع محکم پیشرفت این حرکت ویرانگر اعتقادی، اول مستندات مذهبی میانه رو بر اساس اجتهاد و استنباط صحیح فقهی است و خاکریز پولادین دوم باورها آداب و مراسم ملی و میهنی است که از آمیختن ساختاری، این دو مورد مکاتب تصوف که ثمره آن صلح ، دوستی ، همزیستی مسالمت آمیز ، حفاظت محیط زیست ، اخلاق و ... می باشد، ایجاد می شود بنابراین داعش که چهره نهایی این حرکت سیاسی اعتقادی است اگر هم محو و نابود شود، اما ریشه آن بعنوان یک جریان در جهان اسلام باقی خواهد ماند ، سخن از نابودی یک جریان شاید منطقی نباشد، داعش حرکتی خلق الساعه نیست علاوه بر چندین قرن پشتوانه منفصل و متصل حاصل تحول پنج دهه اخیر است تعلیم داخلی در حوزه ها ی علمیه و روستاها و قصبات کشورهای خاور میانه و تبلیغ خارجی در بیرون از جغرافیای اسلامی است آنها که توان تبلیغ در شهرهای بزرگ اسلامی را نداشتند زیرا بزودی تبلیغ آنها آشکار می شد به این ترفند متوسل شدند و گسترش خود را از روستاها و قصبات آغاز کردند و در کشورهای اروپایی در سکوت سرد مساجد و فضای امن و قانونمدار غرب به عقل زدایی جوانان مسلمان و مسیح پرداختند. و به ویژه درسایه آزادی ادیان در هندوستان به تکثیر طلاب وهابی و به تعدد حوزه‌های علمیه مشغول شدند نشر روزنامه های الجمعیه ، رادیانس ، دعوت و .. ایجاد مراکز نشر و پخش کتاب دارالسلفیه و شرف الدین و ... از جمله آقدامات آنها بود .

گسترش اندیشناک کمونیسم ، تجاوز به افغانستان توسط ارتش سرخ، و بیم جهان سرمایه داری به ویژه امریکا ازاین روند موجب گردید تا سلفی‌گری ازتئوری تبلیغ وارد مرحله عمل جهادی شود  که بنیاد گرای  جهادی چون تمساحی در ماسه و لجن ساحلی اندیشه منافع جهانی سر برآورد این مرحله که مرحله دوم است و از تئوری تبلیغ عبور کرده از سلفی گری بعنوان مانیفست ایده لوژی خود استفاده می کند در این گام سیاسی ونظامی می شود و از برچسب تکفیر و تقتیل استفاده می کند که لازم  و ملزوم یکدیگرند و عنوان بنیادگرایی جهادی می گیرد پشتوانه  مادی ونظامی آن از بلوک سرمایه داری و وابستگان آن ها در خاور میانه تأمین می شود، افغانستان و پاکستان را که مهد تصوف اسلامی است به شدت تحت تأثیر قرار می دهد .
 
پس از شکست ارتش سرخ و رهایی افغانستان با انشعابات درون حزبی، تفاوت هایی آشکار و تعارض هایی پایدار در بین جهادی های بومی و عرب های فعال در حرکت جهادی افغانستان که خط الرأس خاصی را رصد می کردند ایجاد می شود که سخن از تفاوت های آنها مفصل است و تنها می توان به این نکته اشاره کرد که، جهادی های عمل‌گرای افغانستان ازتاریخ و جغرافیای واحدی برخوردار بودند و در حرکت سیاسی و نظامی خود تا خروج ارتش سرخ تکفیر و تقتیل آنها شامل غیر مسلمانان بود اما جهادی های عرب و غیر بومی که هدف خاصی را دنبال می کردند فاقد تاریخ ، جغرافیا و هویت مشخص بوده و هستند و با عمل به نظرات محمد بن عبدالوهاب ، با اسلام ابزاری به خیال خود در پی تعریب جهان اسلام و حتی تعریب جغرافیای جهان هستند، به همین خاطر هر سرزمین را میدان تهاجم برای خود تلقی می کنند، ملیتی جز عرب برای خود قائل نیستند ، تمام مذاهب اسلام و مسیحیت و بطریق اولی سایر ادیان در نظر آنها شامل تکفیر و تقتیل می شوند.
 
با این ویژگیها علی الدوام حرکات آنها در قالب های متفاوت لشکر، سپاه، گروه ، دسته ادامه خواهد داشت و جهان مسیحیت در رقابت های اروپا و امریکا و روسیه در بازآفرینی آنها نقش خواهد داشت ، و استفاده ابزاری خواهد کرد زیرا داعش در بعد ساختاری به گونه‌ای زاییده کنش و واکنش غرب است که زمین بازی را با دستیاری ترکیه از افغانستان به کردستان تغییر داده در زمین کردستان این بار گرویدگان اندیشه کمونیسم که با ناسیونالیسم در آمیخته است! بنیادگرایان جهادی اسلامی را با حمایت هوایی هم پیمانان دفع کردند و این تجربه ای تازه در شکستن حرکتهای مخوف جهادی‌های عمل گرا بود دخالت های زیر بنایی غرب از هر جهت، منافع دولت اسرائیل، عدم هماهنگی و سازش احزاب معارض در سوریه و آشتی ناپذیری با بشاراسد و حکومت علوی او تنش هایی که در توازون قدرت احزاب عراقی به ویزه شیعه و سنی ومسائل کردستان عراق مواردی است که محیط را برای دولت بی هویت و فاقد تاریخ و جغرافیای داعش مساعد می نماید، تا مأموریت جهادی؟! و جهانی خود را در خاور میانه ادامه دهد ازاین حرکت مخوف بعید است بزودی تفکر میانه روی ظهور کند زیرا در حوزه عمل آنها تفکر منجمد است و این انجماد در مکتب سعودی هم چنان ادامه خواهد داشت از یاد نبریم اگر تفکر و تغییر باشد در مکتب تئوری سلفی مصر یا بروایتی اخوان المسلمین که از مرحله تبدیع و تفسیق تجاوز نکرده است انجام خواهد شد و یکی از ویژگیهای جغرافیای اعتقادی کردستان اینکه از دیر باز با تفکرات و تغییرات حوزه مصر درارتباط بوده است و هیچگاه میانه‌ای با دالان تو در توی مکتب سعودی نداشته هر چند در طی سالهای اخیر با هزینه های هنگفت بذر این انجماد را در کردستان کاشته اند اما به ثمر نخواهد نشست اگر چه در کردستان همانند افغانستان شخصیت های شاخص بازدارنده اسلامی دیده نمی شوند اما پیوند فکری کردستان و مصر که سنی المذهب و شیعی الهوی هستند مانع از ایجاد گروه های جهادی در کردستان خواهد شد و به ویژه ملی گرایی کردها در عراق ، سوریه و ترکیه و همسایگی کردها و دولت جمهوری اسلامی ایران که هر دو هدف اصلی سعودی ، داعش و امریکا هستند مانع از حضور آنها خواهد بود .
 
داعش به نام اسلام ابزار سیاست‌گزاریهای کلان جهانی برای اسلام گریزی و اهداف آنها در تغییر جغرافیای خاور میانه است که انجام این مهم بزودی امکان پذیر نیست و همچنان منافع غرب در تزاید و تاوان این موقعیت جغرافیایی و تاریخی و اعتقادی را کشورهای اسلامی غیر عرب و کشورهای عربی شیعی و سنی پیرو مذاهب اربعه و متمایل به تصوف در خاور میانه و افریقاباید بپردازند اما هر چه بیشتر موجب نزدیک شدن کردها به یکدیگر، ائتلاف احزاب سیاسی کرد ، یگانگی فرهنگی کردها، تقویت اندیشه ملی کردها، تمرین دموکراسی و شناخت حقوق انسانی در کردستان عراق، سوریه و ترکیه و همچنین خاک ایران که خاستگاه اصلی مردم کرد و جزئی جدایی ناپذیر از خاک ایران اهورایی شیعی است، خواهد شد و فرهنگهای ملی و همگون در منطقه که پیوستگی تاریخی دارند چاره ای جز اتحاد در مقابل این آفت بزرگ بی هویت نخواهند داشت.