• بازديدها: 4 812

مرکز علوی شناسی در ایران

همراه با این تلاش و کوشش بی وقفه در کنار آثاری که در فهرست تالیفات و پژوهش ها به آنها اشاره شده است و موضوع تاریخ یارسان و خاندان های حقیقت را نیز در بر می گیرد، برای شناختن و شناساندن فرهنگ آیینی محمدعلی سلطانی در سال 2008 میلادی مرکز علوی شناسی را در ایران تاسیس نمود و تلاشی همه جانبه را برای این حرکت ارجمند آغاز کرد.

 

هرچند مرکز یاد شده نتوانست رسمیتی اداری داشته باشد اما با همکاری چندین دانشجوی مستعد و علاقه مند در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در تهران به امر ترجمه و تصحیح و بررسی منابع و مأخذ یارسانی ، بکتاشی، شبک، و ... نقد و تحلیل متون مربوط پرداخت و چندین اثر علمی را در این زمینه به زبان های کردی، فارسی و ترکی استانبولی به جامعة خواستار و پژوهشگران ارائه کرده است و همچنین در روزنامه‌ها و مجلات و زین ایرانی به دفاع و حمایت فکری و اعتقادی علویان یارسان اقدام نمود که چند نمونه از آن در فصلنامة گفتگو منتشر گردیده که در پایان همین بخش ارائه شده است.

 

آثار مرکز علوی شناسی که تا سال 1993 شمسی= 2014 م منتشر شده اند عبارتنداز:

 

1 – ولایت نامه، دکتر حامی دوران، (بکتاشی) ، ترجمه اسراء دوغان با همکاری مریم سلطانی، ترجمه برای نخستین بار از ترکی استانبولی به فارسی، تنقیح و تصحیح محمدعلی سلطانی ، بنیاد آراس، چاپ اول، 2011 ، اربیل

2 – اصول عقاید یارسان، د محمدعلی سلطانی، بنیاد آراس، چاپ اول 2010، اربیل

3 – فرمان یا فرمایشات، د، پروفسور فواد بوزکورت، ترجمه مریم سلطانی «ترجمه برای نخستین بار از ترکی استانبولی به فارسی»، تنقیح و تصحیح محمدعلی سلطانی ، بنیاد آراس، چاپ اوّل 2011 ، اربیل

4 – بویروق فرمان شیخ صفی، ترجمه مریم سلطانی «ترجمه برای نخستین بار از ترکی استانبولی»، تنقیح و تصحیح محمدعلی سلطانی، بنیاد آراس، چاپ اوّل 2011، اربیل

5 – بویروق فرمان شیخ صفی، ترجمه آرش امجدی، «بزبان کردی» تنقیح و تصحیح محمدعلی سلطانی، چاپ اوّل، بنیاد آراس، 2011، اربیل

6 – درون مایه های مشترک در کتابهای مقدس سرانجام، ولایت نامه، بویروق، تطبیق و تالیف محمدعلی سلطانی(چاپ محدود)، در بررسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، « این کتاب در ترکیه به زبان ترکی استانبولی ترجمه شده است»

7 – دیوان آدم صفی الله و سرانجام هابیل و قابیل از مصحف معجم کردی (کلام یارسان) مقدمه و بازخوانی، محمدعلی سلطانی، بنیاد آراس، چاپ اول، 2011، اربیل

8 – بزووتنه وه وسه‌رهه لدانی‌عه له‌وییه‌کانی زاگروس له هه‌مه‌دان، کرماشان، کوردستان، خوزستان، ئازه‌ربایجان یا میژووی رافه‌یی ئالی حه‌ق (یارسان) د، محه‌مه‌د عه‌لی سولتانی، وه رگیرانی، عه‌دنان به رزنجی، به یارمه‌تی حه‌سه‌ن سالحی به‌رگی یه‌که‌م دزگای ئاراس، چاپی یه که م، 20، هه ولیر

9 – بزووتنه‌وه ‌سه‌رهه‌لدانی عه‌له‌و‌ییه‌کانی‌ زاگروس له‌هه‌مه‌دان، کرماشان، کوردستان، خوزستان و ئازه‌ربایجان یل میژووی رافه‌یی ئالی حه ق (یارسان) د، محه‌مه‌د‌عه‌لی سولتانی، و‌ه‌رگیرانی عه دنان به رزنجی، به یارمه‌تی بیهزاد به‌نه فشی به‌رگی دووهه م دزگای ئاراس چاپی یه‌که‌م، 2011 هه ولیر

10 – میژووی بنه‌ماله‌کانی حه‌قیقه‌ت و ناودارانی ها وچه‌رخی ئالی حه ق ، د ، محه‌مه‌د عه‌لی سولتانی، وه وگیرانی عه‌دنان به رزنجی، دزگای ئاراس، چاپی یه‌که‌م، 2001، هه و لیر

11 – تفسیر دعای شریف سرسپاری در خاندان سلسله مبارکه اهل حق آتش بگی مشعشعی 1389 تهران

 

 

 

آماده برای چاپ

 

1 – سرگذشت کلامات ..........«کردی – فارسی»

2 – رازهای کلامات..... «کردی – فارسی»

3 نگاهی دیگر به شاهنامه حقیقت .... «کردی فارسی»
  • بازديدها: 1 723

یک بام و دو هوا

 

 

سهراب سپهری گفت، اهل کاشان است، روزگارش بد نیست، سرسوزن ذوقی دارد..... ولی من اهل کرمانشاهم، روزی و روزگاری، حتی فیلمش را هم ندیده ام، اما از دیگران چیزهایی شنیده ام، سپهری هم اگر تا حال زنده بود نه روزی داشت و نه روزگاری، آن سرسوزن ذوق هم برایش نمانده بود.

 

به قول صاحبِ کلیله و دمنه این حکایت از بهر آن گفتم تا بدانی، اهل کرمانشاهم، نه اهل تسنن، نه اهل حق، البته اهل ناحق هم نیستم، اما پس از پنجاه و اندی سال می دانم این اهلیت ها چه بار سنگینی هستند و چه تعهد و مسئولیتی ایجاد می کنند و هر کدام از آنها به تنهایی رستمی می خواهد تا کمانش را بکشد و زمین نخورد و نام نیک رفتگان اهل را ضایع نکند، زیرا هر عیب که هست از اهلیت ماست نقصان از مضاف است، از مضاف الیه نیست و اهل اگر به معنای شایستگی باشد، دیگر واویلا، سنی، شایسته پیروی از سنت پیامبر (ص)! شیعه، شایسته پیروی ائمه معصومین (ع)، اهل حق در جستجوی نور محض به دنبال حقیقت! در طی بالغ بر سی و چند سال کندوکاو درباره موضوعات فرهنگی همه جانبه مربوط به کرمانشاهیان و کرمانشاهان، و کرمانشاهی، هرگاه پژوهش‌های اعتقادی درباره نحله های تشیع، تسنن، اهل حق، اقلیت های دینی، مسیحی، کلیمی، فرق صوفیه با متفرعات گسترده و شعب و شاخه های پیچیده را انجام و ارائه داده ام به گواهی آثار منتشر شده و موجود در کمال خضوع در نحله های یاد شده ذوب شده ام، و سعی داشته ام بضاعت مزجاه کسبی رسمی و غیررسمی از مدرسه و حوزه و دانشگاه و مسجد و خانقاه و تکیه و کلیسا را بکار گیرم، تابشناسم و بشناسانم و همچنان که مراقب احوال و آثار و اندیشه خویش بوده و هستم حافظ پیشینه و آثار و مأثر ادیان و مذاهب یاد شده باشم که خود حکایتی مفصل است، همیشه اخلاق را پاسدار کردارم قرار دادم و به همین سبب در قبال تاریخ کرمانشاهان و کرمانشاهیان و کرمانشاهی سربلندم و می توانم اهل کرمانشاه بودن را به معنای عام وخاص آن برای خودم داشته باشم.

 

 

 

 

 

اما حالا حکایت چیز دیگری است، اخیرا توسط یکی از دوستان بزرگوار نسخه ای از کتاب مفاخر کرمانشاه، بدستم رسید که به تازگی از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمانشاه در انجام دستاوردهای سفر رهبری به آن سو چاپ و منتشر شده است، گرچه حدس می زدم که این فست فود پژوهشی، تکرار دیگری است و گزیده ای از دانشنامه کرمانشاهان کرده اند اما خوشحال بودم به تصوری که در مجلدی باسعه صدر فراهم آمده و ضمن معرفی مفاخر منطقه که مربوط به تمام اقشار جامعه هستند و نیز واسطه العقد و اساس همبستگی همه جانبه آحاد مردم از هر دین و آیین و مذهبی می باشند، زحمتی کشیده اند حالا از موجودی حاصل عمر ما در بانک بی در و پیکر فرهنگی امروز که با بانک های اقتصادی و ... سنخیت یافته برداشت کرده اند ، باشد به هر حال عاقلان دانند، و خودشان هم در گوشه ای به اشاره یادآور می‌شوند! اما چون کتاب را ورق زدم در نهایت تعجب! ملاحظه کردم که طرح پژوهش از تاریخ تشیع در کرمانشاه، محتوی و منابع و شخصیت ها از یکصدو ده شخصیت قریب نود بیوگرافی از همان منبع با اضافه مأخذ غیرواجب که حکم محلول و تینر را دارد که هم عبارات را تغییر می دهد و هم مایه را کش می آورد، و ما بقی نیز از مهمانان ایشان که در ردیف مفاخر علمی و فرهنگی آمده اند، که مرا با آن مهمانداری کاری نیست، اگر چه مفاخر در هر رشته ای تعریف خاص خود را دارد ودر طبقه علما به طریقی اولی، اما با کمال تعجب در هیچ جای کتاب نه در مقدمه و نه در مؤخره و نه در متن و نه حتی در فهرست منابع و مأخذ که بسیاری از عناوین یاد شده ربطی به محتوای کتاب نداشت، همچنانکه شیوه این گونه کارها به قول فرنگی ها Readymade است – اشاره ای به پژوهش هفتصد صفحه ای مستند و مصور تاریخ تشیع در کرمانشاه که ده سال پیش منتشر شده است و مجلدات 7 – 6 دانشنامه هیجده جلدی کرمانشاهان را شامل است، نشده است گرچه شعار طالبان علم دین در سابق الفضل للمتقدم و حالا گویا للمتا خر شده است! بر این انصاف و عدالت و امانت و اخلاق پژوهشی آفرین گفتم! و از حمایت بیدریغ مرکزی که در طی سی و چند سال یک گام در کنار کارسترگ دانشنامه کرمانشاهان برنداشته، مرحبا خواندم! این که یکبار هم از حاصل رنج سی و اند ساله، نامی برده نشد در حالی که تمامی مراکز فرهنگی، اداری، سمعی و بصری و ... استان علی الدوام از آن بهره مند بوده و هستند و خواهند بود.... مطالبی که برای نخستین بار ده سال پیش با بالغ بر دویست و شصت سند تاریخی دست اول از اجازات علمی و فرامین و مکاتبات تاریخی علمای شیعی کرمانشاه و بالغ بر یکصد و پنجاه تصویر مربوط و انجام پژوهش کتابخانه ای و میدانی که متن و فهرست منابع و مأخذ تاریخ تشیع در کرمانشاه شاهد ادعاست و با نظارت و هزینه شخصی مکتوب و مدون گردید بی هیچ هلهله به بازار آمد حالا از سیمای ناقص الخلقه و دست دوم آن کتاب با پیرایه ها پرده بر می گیرند، یاللعجب!!

 

مرا باز با هیچیک از آنچه گفته آمد کاری نیست و جای نقد و بررسی این نوزاد فرهنگی که از مادری ده ساله متولد شده هم در این نوشته نیست که آن را با یک تطبیق محتوایی ساده به هر فرد آگاه و منصف و اهل مطالعه واگذار می کنم و نه به آگاهانی که نیاز به تورق کتاب هم ندارند و همه چیز را خوب می دانند، و این که حرکت از سوی فردی که در کسوت طالبان علوم دینی است، انجام گرفته است، قضاوت آن را به مراجع بزرگوار تقلید و فقهاء می سپارم و به عنوان استفسار عرض می کنم که آیا معنی مالکیت معنوی که شامل حاصل عمر پژوهشگران و مؤلفان و مصنفین طراح است آحاد اهل قلم به ویژه یک فرد طالب علوم دینی به طریق اولیٰ مقید به رعایت و امانت در آن هست یا نیست؟ بقیه داستانها را هم به تاریخ و وجدان اخلاقی و اجتماعی حال و آینده اهالی کرمانشاهان واگذار می کنم، زیرا می دانم در جایی که اهل اندیشه و تالیف و قلم واقعی آب با پنبه از گلویشان نمی گذرد با جماعتی که آب از بیلشان می گذرد، در پی حق بودن، آب در هاون کوبیدن و بیهودگی و بطالت است و همان حمایت و هلهله، نشانه بارز این حکایت می باشد زیرا این بار اول نیست و آخر هم نخواهد بود و به شرح آن در تاریخ اجتماعی کرمانشاه که در دست تالیف دارم خواهم پرداخت گفتم سخن من بر سر هیچ یک از این مقوله ها نیست، بر سر جریانی است که به عنوان یک بام و دو هوا برمی گردد و در این سو از خاک ایران در حال شکل گیری است، موضوعی که در تاریخ این قسمت از سرزمین سابقه نداشته است و یکی از آسیب هایی که در طی قرنها ساکنان این مرز و بوم در مقابل آن پایداری کرده و به سلامت از دهلیزهای وحشتناک تاریخ عبور کرده اند و به امروز رسیده‌اند، ممانعت از ظهور چنین جریاناتی بوده است، اگر حداقل در طی سیصد سال اخیر یعنی از اواسط صفویه به ویژه از دوره شاه سلطانحسین صفوی که سخت گیری و تعصب که بقول مولانا خامی و خون آشامی است، با سرکوب اقلیت های دینی و مذهبی ایران را تا پرتگاه تجزیه پیش برد و هند پناهگاه گریختگان ایرانی از هر کیش و آیین گردید و مُهر سبک هندی که داغ مهاجرت اجباری بود بر پیکر تاریخ ادبیات ایران زده شد، تا ظهور نادر قلی افشار سنی که به خاطر ایران تبرزین کشید و به حمایت سلسله صفوی شیعی، از اصفهان تا شرق افاغنه سنی را تا هرات و کابل هزیمت داد و از آن گذشته به دهلی و هند رسید و سپس عثمانی های سنی را در غرب عقب نشانید و بغداد و عتبات عالیات را پس گرفت و آنچه در ایام فترت درد آلود صفویان که از اواخر عهد شاه عباس اول بتدریج دامن ایران را گرفته بود، جبران کرده سپاهیان نادر قلی افشار سنی، همان سپاه و ارتش صفویان متشکل از شیعه و سنی و قزلباش = اهل حق بودند، اینجاست که انحصارگرایی در هر جای جهان راه به جایی نخواهد برد و در نهایت چوب آن بر همگان فرود می آید، امروز برای مطلعین از مسائل جهان اسلام به ویژه در خاورمیانه حداقل در دایرة ایران، عراق، ترکیه، مصر، مشخص است که قضیه در محضر بزرگان به گونه‌ای دیگر است و اینجاست در یک بام، دو هوا می شود یعنی در گوشه‌ای به نام کرمانشاه با حرکتی ساز مخالف نواخته می شود.

 

 

 

 

 

یعنی بر خلاف مصالح ایران و اسلام، تا شاید با این ساز میز و دفتر و دستکی که برای همه موقت بوده است، چند روزی بیشتر بپاید، و مزایایش حفظ شود، این ساز مخالف در حالی است که ما دانشگاه دارالتقریب بین المذاهب داریم، همین چند روز پیش سمینار بین المللی شیخ محمد عبده و علامه مظفر در تهران برگزار شد و متعاقبا سمینار بین المللی علامه سعید نورسی مصلح اجتماعی سنی کردتبار ترکیه در تهران بود، علامه نورسی که خود و یارانش هنوز از طرفداران شکست ناپذیر خط فارسی و مخالف خط لاتین در ترکیه اند و سالانه ده ها هزار نسخه دعای جوشن کبیر منسوب به حضرت امام زین العابدین (ع) را رایگان در بین میهمانان و واردین به کشور ترکیه توزیع می کنند، و از مبلغین استوار اندایشه اهل بیت (ع) در ترکیه سکولار هستند، همزمان آیت الله العظمی سیستانی از محمد گورمز رئیس سازمان امور دیانت ترکیه و هیات همراه برای سفر به عتبات عالیات دعوت می نماید که در راستای ایجاد همگرایی بیشتر میان سنی و شیعی در عراق و شرکت در عزاداری اربعین حسینی به آن کشور سفر نماید و باز در ایران دبیر مجمع اهل بیت از شیخ الازهر و راشد الغنوشی در مصر و تونس برای سفر رسمی به ایران و ایجاد همسویی و تبادل نظر دعوت می کند، رنج و مشقت و دربدری و کشتار اهل اسلام را از شیعی و سنی در همسایگی خود در عراق هر روز شاهد هستیم و استفاده دشمن را از اختلاف و تفرقه بین این دو مذهب با تمام وجود حس می کنیم، اما در نقطه ای به نام کرمانشاه کتاب مفاخر کرمانشاه با آن مشخصات و هلهله رونمایی می شود که نه تنها با هیچ یک از برنامه ها و تلاش های یاد شده همسویی ندارد و منطبق با اراده مراجع عظام و بزرگان دین اسلام و مراکز علمی اسلام و سیاست فرهنگی منطقه نیست بلکه در بعد انحصار طلبی و آبی در آسیاب دشمن است که لایه برداری و آسیب شناسی فرهنگی آن در حوصله این اندک نیست، کتابی که بر پیشینه علمی و فرهنگی و اعتقادی هزار و اند ساله ی مکتب سنت و جماعت در این استان پهناور خط بطلان می کشد وبدون هیچ توضیحی با عنوان عالمان و فضلای کرمانشاه! هیچ یک از شخصیتهای عالم و فاضل اهل تسنن را نمی بیند، اگر ابن الخازن دینوری، ابن السنی دینوری مظفر کرمانشاهی ابن قتیبه دینوری، ابن مهران دینوری، برهان دینوری، ابوحفص دینوری، و ... از متاخرین علما و فضلای اهل تسنن در کرمانشاه بزرگانی چون مفتی اعظم شافعیان شهر شادروان حاج سید حسین مسعودی خانگاهی هم مباحثة علامه بدیع الزمان مهی و مرحوم استاد ملا زاهدضیایی از اعاظم علمای اسلام و عرفای بنام که یادگار ارجمندشان دکتر عادل ضیایی از ارکان دانشگاه دارالتقریب و دانشکده الهیات حالیه است، استاد حاج ملاعبدالمجید موحد ندری که با تدریس در علوم اسلامی بیش از هفتاد سال غور تمام داشت و در تدریس ادبیات عرب، تالی ادیب نیشابوری و در علم کلام یگانه بود و امروز شاگردان ایشان علاوه بر حوزه های علمیه کشورهای اسلامی در دانشگاه های ریاض و تهران و ... صاحبنام بوده و هستند، همچنین شادروانان استاد حاج ملامحمد امین کلاش، استاد ملامحمد ربیعی، استاد ملاحکیم خسروی و خا ندان های علمی مفتی و جلالی و زهابی و ... که شرح احوال و آثار آنها را در تاریخ تسنن در کرمانشاه کما هو حقه آورده ام و در طی دویست سال عهده داری مقام افتاء و تدریس از کرمانشاه تا حوالی تیسفون و حتی در بغداد منادی همبستگی اسلامی و دل در هوای ایران جامعة اعتقادی، شیعی و سنی را چون یک روح در دو جسم نگاهبان بودند و آنکه از مشروطیت عثمانی و ایران اندک آگاهی داشته باشد؛ می داند که در هر دو سوی قضیه برای شکست استبداد چه همدلی ها کردند، اگر این بزرگان در زمرة مفاخر کرمانشاه نباشند، پس وای بروزگار ما، به نظر کسانی که این چنین می اندیشند تاریخ ایران را باید از دو هزار و پانصد سال به دویست و پنجاه سال تقلیل داد و آن را هم انحصاری نوشت در صورتی که این سرزمین با تاریخ و مفاخر آن زنده است.

 

حذف هر جزء نقصان اجزاء را در پی خواهد داشت و برای آیندگان جسدی در حال نزع باقی خواهد ماند، کارهای فرهنگی از این دست و شبیه سازی و حذف و پرده کشی بر پیشینه تاریخی با پرده برداری از طرح های فرهنگی انحصاری این چنین، حکایت از اندیشه کودکانه ای دارد که بازیگر آن خبر از کوچه های بالا و پایین محله خود هم ندارد، در جهان اسلامی تمامی مذاهب اسلامی به هم نیازمندند به طور اخص در جغرافیایی ایران، چو عضوی به درد آورد روزگار – دگر عضوها را نماند قرار. این کجاست که حکم به قطع عضو می دهند؟! در حالی که در استان همجوار داخلی کرمانشاه یعنی همدان آیت الله صابری همدانی که افضل واتقی و موسس پژوهش و برتری همه جانبه او بر متنسخ کتاب مفاخر کرمانشاه آشکار است چون قلم بدست می گیرد، ابتدا از کیسه خودخرج می کند یعنی اخلاق پژوهش به ما می آموزد و دیگر علاوه بر علما و فضلای اهل تسنن در تاریخ همدان حتی مانی پیامبر را از یاد نمی برد و در سن هشتاد سالگی به انتشار پژوهش خود توفیق می یابد! و یا در ادامه قلمرو فرهنگی کرمانشاهان در خارج از مرزهای سیاسی در شهر سلیمانیه حکومت اقلیم کردستان با اکثریت سنی و ماهیتی سکولار برای اقلیت جزئی شیعی در آن شهر حسینیه باشکوه بنا می کند.

 

 

 

 

 

علماء اهل تسنن کرمانشاه که به تعدادی از آنها اشاره کردم، شأن و مقام علمی آنان از شخصیت های ذکر شده در کتاب مفاخر برتر نباشد کمتر نیست، آیا جای شرم نیست اگر مفاخر کرمانشاه و علماء را بنویسیم و بزرگوار عالم و عارف و هنرمند و ادیبی چون مرحوم استاد سیدمحمد طاهر هاشمی شافعی را از یاد خود ببریم، آنکه کتاب مناقب اهل بیت علیهم السلام از دیدگاه اهل سنت را براساس منابع معتبر اسلامی محققانه تألیف و بخط زیبای خود خوشنویسی که باهتمام دوست ارجمند حجه الاسلام سیدناصر حسینی میبدی در 1378 از سوی بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی منتشر شد، به حضرت سیدالساجدین چگونه باید عرض کرد که یکی از فرزندان متقی، عالم و عارف شما را که صحیفه سجادیه را بزیبایی تمام نوشت و خادم و کاتب کل قرآن کریم بود و مروج آراء اجدا دطاهرینش در ایران و عراق و ترکیه و جزیرالعرب بود در احکام شرعی از بزرگی چون شافعی پیروی می کرد که فرمود:

 

یا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللهِ حُبُکُمُ – فَرْضٌ مِنَ اللهِ فی القُرآنِ أنزلَهَ – کَفاٰکُمْ مِنْ عَظیمِ الْفَضلِ أنّکُمُ – مَنْ لَمْ یُصَلِّ عَلَیکُم لاصَلَاةَ لَهُ – و او را به سبب انحصار طلبی خود حذف کردیم و نادیده گرفتیم زیرا واژه مفاخر را با ارادة معطوف به قدرت تفسیر می کنیم.

 

علماء شیعی در کرمانشاهان به طور عام تا این لحظه خارج از مباحثه یا گفتمان علمی با علماء به جرات می توان گفت هیچکدام نکته یا نوشته ای در باب حذف و طرد مذهب مقابل را نداشته اند و اگر احیاناً حتی سخنی در این باب بدست آید، توضیح و تعبیر خاص خود را دارد، این حرکت برگ سوخته ای در رقابت قدرت ملوک الطوایفی امروز است گردانندگان این صحنه بی اطلاع نیستند که سلفی‌گری تمام جوارح و اعضاء اجتماعی و اعتقادی قشر محروم و تشنه آگاهی و آزادی را در کشورهای اسلامی به ویژه همسایگان ایران و در داخل از جمله مناطق سنی نشین کرمانشاه را فرا گرفته است و این حرکت های ناقص الخلقه که از اندیشه های محدود و بسته نشأت می گیرد، غرب کشور را نیز می خواهد به شرق کشور تبدیل کند، درج مقالاتی در حوزه مسائل اعتقادی که هیچ جایی در نشریات استانی، به طور اخص استانهای متنوع العقیده ندارد و طرح و درج آنها در مجلات تخصصی و حوزه ای است، و بیشتر برای ترویج فردی و تثبیت پایگاه های مشخص می باشد، صحنة دیگر از این سناریوست که موجب دامن زدن به آتش تفرقه و برانگیختن احساسات جوانان معصوم و متقی مناطق سنی نشین استان است که طعمة تبلیغات اندیشه سلفی می گردند، اگر عالمی در واقع سخنی برای گفتن دارد، محقق است نوشته‌اش گرهی از مشکلات می گشاید، مراکز معتبر اسلامی، مجلات علمی حوزه ای و دانشگاهی و پایگاه های اینترنتی شخصی و جمعی وجود دارد چرا در آنجا عرضه نشود، بقول معروف؛ چو علمت هست خدمت کن که زشت آید بر دانا – گرفته چینیان احرام و مکی خفته در بطحا

 

مستنسخ مفاخر کرمانشاه در بحث محمد زکی کرمانشاهی حکایت بی موردی از مناظره به قول خود دانشمند ازبکی اهل سنت با ملامحمد زکی کرمانشاهی در صفحه 401 کتاب آورده و اصولا طرح این قبیل مسائل آن هم در فضای چند مذهبی چه جایی دارد و چه چیز را علاج می کند و اثبات چه می تواند باشد، نمی دانم، اما این را می دانم که احناف و پیروان محترم و علماء بزرگوار حنفی مذهب که نقاط مرزی سراسر شرق و شمال شرقی را نگاهبانند، زمینه ساز استیلای صفویه و مروجین زبان و ادبیات فارسی، پیشروان آراء اهل بیت در آسیای میانه و نخستین مذهب اسلامی حتی پیش از پیروان شیعی بودند که مراسم روضه حسینی برگزار کردند و اوّلین کتاب روضه الشهداء را نوشته و در ایران رواج دادند و مراتب علم و فضل و آثار و عقاید آنان نیز علیرغم نوشته مستنسخ محترم فراتر از آن است که عالم آنان نه به اصطلاح ایشان دانشمند! در شرط انتاج شکل دوم از مسئله اشکال اربعه در منطق فروماند با این هم بسنده نفرموده در صفحه 262 در پی برشمردن خدمات فرهنگی و اجتماعی یکی از علماء کرمانشاه تحت عنوان هدایت غلات آورده است گروه بسیاری از مردم کرمانشاه و شهرهای اطراف آن، پیر و فرقه علی اللهی، نصیری و اهل حق بودند که دارای باورهای شرک آلود، آیین خرافی و دستورالعمل های ساختگی از سوی برخی دنیا پرستان بودند، عالم غیرتمند سید علی.... در طول سالهای متمادی به ارشاد آن مردم پرداخت و به ابطال باورهای نادرست آن گروه دست زد و در این راستا در سال 1303 ق برابر با 1264 ش، کتابی به نام هدایه النصیریه نگاشت و آن مردم را به راه راست و راهیابی به آغوش اسلام عاری از شرک و خرافه فراخواند، گرچه بسیاری از آن نیز به سبب شدت رخنه شبهات درجان آنها، از پذیرش حق سرتافتند.

 

و در پاورقی می نویسد (این گروه هم اکنون نیز در شهرهای صحنه، دالاهو و کرمانشاه زیست می کنند)

 

پیروان محترم و معتقد اهل حق که پیشینة خدمات واعتقادات آنها را در کتاب تاریخ خاندان های حقیقت جلد دهم دانشنامه کرمانشاهان و کتابهای قیام و نهضت علویان زاگرس و ... آورده ام همواره به عنوان یاریگران حرکت های علوی در جهان اسلام و در عصر صفویه بازوی نظامی صفویان در آغاز و نضج آن سلسله حقی عظیم بر ایران امروز و بر نظام حکومت داشته و دارند، این اهانت صریح و بی جهت که آوردن و نقل آن نه ضرورتی علمی و تحقیقی است و نه بر شان آن عالم بزرگوار چیزی می افزاید در نهایت موجب نزول احترام بازماندگان در دیدگاه پیروان جوان و نتیجه معکوس دارد و دیگر تعیین جغرافیا و زیستگاه زائدتر از توضیح متن و موجب یأس نحله ای است که بیش از هزار سال در استان کرمانشاه به پاسداری از مرزها و اتفاق و یکدلی و احترام و بی آزاری روزگار می گذرانند، این نوشته های سطحی و غیرضروری جز از دوستان نادان و خام برنمی خیزد، نحله ای که هیچگاه معارض نبوده اند، نحله ای که مقام رهبری در سفر اخیرشان به هنگام ورود در کنار شیعی و سنی از آنها نام می برد، نحله ای که حضرت امام در صحیفه نور (ج 5 ص 452) رسماً و کتباً از آنان تقدیر و تشکر کرده است، نحله ای که بسیاری از آنان در جبهه‌های هشت سال جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند و هنوز جمعیتی از زن و مرد و پیر و جوان به سبببمباران شیمیایی در روستای (بان زرده) کرمانشاه در نهایت رنج به خاطر این آب و خاک و اعتقاد با درد جانکاه دست و پنجه نرم می کنند، .... نحله ای که بیش از سه هزار نفر از آنان در کشور همجوار به جرم محبت علی و آل او توسط وهابیون سلفی به انحاء مختلف تا حال کشته شده اند .و هیچ سازمان شرافتمند حقوق بشری از آنها نام نبرده و نمی برد و مستنسخ محترم کتاب مفاخر کرمانشاه و امثالهم هیچگاه یک از هزار رنج های آنان را در راه علی و آل او شاید متحمل نشده اند، زیرا از مبلغ دوران سلامت تا مبارز عهد صیانت تفاوت از زمین تا آسمان است.

 

 

 

 

 

رنجبران وادی پژوهش می دانند که رنج و مشقت و خستگی پژوهش تا زمانی است که تألیف و تدوین و چاپ و نشر می شود و سپس جز به ندرت طعام پخته خواران می شود.

 

اما یک امید هست و آن اینکه عاقلان دانند و همین کفایت می کند، اما به عنوان استخوان شکسته این عرصه عرض می کنم که در فکر ایران که کرمانشاه هم جزئی از آن است باشیم بندبازی نکنیم، اطراف را نگاه کنیم که چه خبر است از قدیم گفته اند همسایه نزدیک از برادر دور بهتر است این ضرب المثل ها حاصل تاریخ و تجربه است.

 

بیایید به جای این نواهای ناساز که همه بر سر حکایاتی است که می دانم و می دانید و نمی خواهم بالایه برداری بیشتر از کتاب مفاخر آن را آشکار کنم، به علی (ع) و اولاد او اقتدا کنیم و به جای پرداختن به فرش، عرش را دریابیم، میز و مزایا را برای خدا حتی اگر ممکن باشد اندکی رها کنیم به قاعده بچسبیم که راسی هست و با بینش بیشتر قدم برداریم، علمای بزرگوار شیعی در کرمانشاه به ویژه معاصرین که اکثر قریب به اتفاق محضر آنان را درک کرده ام و بر آثار اعلام آن بزرگان مقدمات متعدد نوشته ام و در دسترس همگان هست، هیچ یک دارای این انحصار طلبی ها نبودند، درک و بینش آنها فراتر از این مسائل بود، به سال ها از تفرقه دور بودند، منادی اتحاد و یکانگی و ریشه ای به عمق تاریخ داشتند، آیا میدانید پیش از آنکه شما متولد شوید، در کرمانشاه به عنوان الگو در جهان اسلام شیعیان اثنی عشری و سنیان شافعی کرمانشاه با هم در مراسم عزاداری حسینی شرکت می‌کردند و شافعیان هیئت سوگواری مستقل داشتند، و در عید غدیر و تولد مولی الموحدین نوای جشن شیعه و سنی و اهل حق و دیگران یکصدا در مدح و منقبت مولا علی (ع)، فضای مسجد و تکیه و جم خانه و خانگاه را در شهر و روستای کرمانشاه پر می کرد، و حتی اقلیت های دینی؛ کلیمی و مسیحی، و ... در این هوا صدها سال آرمیده اند، ما به الامتیازها امری تخصصی است و طرح و بحث آن جزء در حوزه متخصصین نتیجه ای غیر از تفرقه نخواهد داشت وظیفه و مسئولیت یاریگران عرصه فرهنگ، نوشتن و اشاعه ما به الاشتراک هاست، آنگاه خواهیم دید که ایران بهشت جهان و کرمانشاه ویران عروس شهرهای خاورمیانه است، کرمانشاه هندوستان است، کرمانشاه پاکستان نیست!

 
 

 

 
 
 
محمد علی سلطانی، «یک بام و دو هوا، فصلنامه فرهنگی و اجتماعی گفتگو، شماره 61، (اسفند ماه 1391) ص 133-140
 
  • بازديدها: 2 876

یارسان ایرانی، آب و آزادی

 

 

 

 

آب و آزادی دو واژه آمیخته در اندیشه علویان است آب تداعی حسین (ع) است و آزادی علاج بی اعتنایی ها. درد بزرگی است که سه هزار سال در سرزمینی بسوزی و بسازی و نسل بعد نسل به آب و باد و خاک و آتش آن مرز و بوم بنازی و بنوازی اما همچنان از یاد فراموشان باشی. پیروان آیین یارسان تنها نحله ای هستند که حماسه ملی ایران بخشی از اصول اعتقادی آنهاست، خردگرایی و عشق به اهل بیت دو ضلع دیگر از مثلث آیینی آنها را تشکیل می دهد، در مکتب آنها ظلم پذیری کافری و خدمت به ایران و علی آل او، اساس باوری به ژرفای تاریخ است آن زمان که مردم ایران یکپارچه برای نیل به آزادی بپاخاستند با اعلامیه هایی که جزیی از اسناد انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می دهند با پیشروان این حرکت اعلام همبستگی کردند و ضامن امنیت راه ها و قصبه های همجوار مناطق غربی از آذربایجان تا دهانه اروند رود بودند امام خمینی (ره) در ورود خویش با سران آن نحله به سخن نشست و چنانچه در صحیفه نور آمده است کتبا و به صراحت از آنان تقدیر و تشکر کرد با شلیک اولین گلوله های عراقی به سوی خاک ایران مرزداران یارسان سنگر مقاومت و دیوار دفاعی در مقابل دشمن شدند و در طی هشت سال جنگ صدها شهید و هزاران مجروح دادند تا آنجا که دشمن به تلافی این مقابله و پایداری در ساعت شش صبح روز ششم تیرماه 1367 زیستگاه آنها را که هیچگاه راضی به ترک و تخلیه آن نشدند، هدف بمباران شیمیایی قرار داد که علاوه بر چندصد شهید دویست و بیست جانباز شیمیایی برجای مانده نتیجه آن تجاوز نابرابر و غیر انسانی است.

 

 

 

 

 

 

 

هر ساله این زخم جان اوبار دهان باز می کند این جانبازان چه رنج ها که نمی کشند و به خاطر کیان این آب و خاک بیست و پنج سال است بر قله های آسمانی دالاهو با تمام همراهی طبیعت از رنج بیماری و بی اعتنایی شبی به راحتی نخوابیده اند.

 

پیروان یارسان در طی دولت نهم و دهم از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و آیینی چه سختی ها که تحمل نکردند در حالی که از جزئی ترین حقوق قضایی و مدنی محروم هستند و اکثر قریب به اتفاق کتاب های دینی این مردم یا در ورای مرزهای ایران به چاپ رسید یا به لطف کارگران شرافتمند دفاتر فرهنگی که غیرتشان اجازه هزیمت هموطنان را به دامن بیگانگان نمی داد در زیر زمین های استان های دور افتاده به دور از چشم محتسب و داروغه تکثیر می شد و مانند کالایی ممنوع جابجا میگردید.

 

مردمانی شهری و روستایی که حتی در حد یک بولتن خبری رسمی، رسانه ای برای فریاد دردهای خویش ندارند. در اوج فعالیتهای انتخاب ریاست جمهوری دوره یازدهم به سبب اهانت صریح به یکی از نمادهای اعتقادی آنان در روز 17 خرداد 92 به عنوان اعتراض مدنی دو تن از پیروان تندرو و معتقد و شوریده به اسامی نیکمرد طاهری و حسن رضوی در مقابل یکی از مراکز اداری شهر همدان خود را به آتش کشیدند حادثه ای که در طول تاریخ یارسان سابقه نداشته است.

 

متاسفانه دو جوان معترض یکی پس از دیگری جان سپردند، این سوختن و برباد شدن هیچ انعکاس خبری در حد یک سطر در رسانه های این سرزمین نداشت! پیروان خردگرا با درک موقعیت حساس انتخابات اما دلشکسته از بی اعتنایی ها به دور از همهمه و صوت و صدا برای دادخواهی در کرمانشاه تجمع کردند پس از استماع سخنرانی ها مسئولان با وعده واستمالت متحصنین را بدرقه کردند مردم خردمند یارسان با تمام توان به امید نیل به خواسته های انسانی و مدنی در انتخابات همانند دوره های پیشین به اشاره رهبران نیک اندیش خود شرکت فعال داشتند سخنان دکتر حسن روحانی نویدی برای دستیابی به حقوق اولیه این مردمان بود.

 

چهلم فداییان آیینی و مدنی در گذشته برگزار و تجمع و نشست های پیروان از پا ننشسته همچنان برقرار بود که در پی غلیان تعصبات و سکوت رسانه ها و نیز شاید عدم پیگیری سخنان مسئولان و ... که ناگهان فریاد را از کوهپایه های زاگرس به دامنه البرز کشانید و در روز پنجم مرداد ماه 92 در گرمای 42 درجه تهران و در ماه رمضان و صبح احیای مولای عدالت خواهان در پای تندیس شهید راه آزادی سیدحسن مدرس، محمد قنبریجوان بیست و پنج ساله پیرو نحله یارسان از اهالی یکی از روستاهای تاکستان خویش را در آتش کشید تا شاید نشستگان در پارلمان صدای او و هم کیشان مظلومش را بشنوند و نگاهی به اطراف بیندازند اما ... معترض با چند فریاد آب ، آب، آب خاموش می شود ماموران مجلس به سوی کپسول اطفاء حریق می روند، آمبولانس پس از ساعتی می رسد هر کس درد خود را از زبان او نقل می کند بیکاری، گرانی، رانت خواری و غیره در حالی که سخن او به فرسنگ از این حدیث و حکایت های معمولی و عادی شده به دور بود.

  

 

در نهایت به نقل از ایسنا، پلیس تهران او را منسوب به یکی از فرقه های دراویش می داند؟! که صبح همان روز از طریق پایانه غرب از قزوین وارد تهران شده است ظهر همان روز در بیمارستان مطهری تهران جان سپرد، پژواک فریاد آب، آب او از آتش بی اعتنایی با باد بهارستان بر سیمای خاک ایران خواهد ماند و به آیندگان و مردم جهان خواهد رسید، حتی اگر صفحه و صدا و سیما و قلم ما تا ابد روزة سکوت بگیرند.

*فصلنامه گفتگو شماره 62

 

 

 

 

 

 

از سال 1392 در تکیه توتشامی گوران تصمیم گرفته بودند که هر سال برای مراسم عید خاوندگاری یکی از شخصیت هایی را که به جامعه علمی ، فرهنگی یا هنری یارسان طی سالیان خدمت بیدریغ و چشمگیر داشته است بعنوان میهمان ویژه به مراسم باد شده دعوت و از زحمات او تقدیر و تشکر گردد ، نخستین انتخاب شامل حال شد ، هر چند تسامح و پوزش سودی نبخشید که موجب زحمت بزرگواران نشود اما بهرحال با تهیۀ مقدمات سفر سعادت حضور پیدا شد.

شرح مفصل آن را در یادداشتها و سفرنامۀ فرهنگی خود آورده ام ، این تصویر در کنار جناب آقای آقا سید نصر الدین حیدری مسند نشین تکیه توتشامی گوران یادگار این سفر است ...

 

  • بازديدها: 2 250

کتاب حق الحقایق

نخستین برگردان و برآورد متن حق الحقایق (شاهنامۀ حقیقت) از نظم به نثر فارسی تازه ترین انتشار بخش علوی شناسی است که در تهران منتشر شده است .
 
(آذر 1393)